نام خدا را می برد و شلیک می کرد!

و به لهجه فصیح عربی می گفت: آیا فکر می کنید ما از اینجا خواهیم رفت؟ نه ما به اذن خدا اینجا می مانیم!

گفتند  زبانش عربی بود اما لهجه اش به هیچ کشوری نمی ماند، نه به عراق و نه لبنان و نه شام و مصر و سوریه...

دنبال کشورش روی نقشه ها نباش . آن زبان که نام خدا را می برد و شلیک می کند، زبان هیچ کشوری نیست، زبان  اعماق دوزخ است، زبان هاویه است، زبان تعصب است، زبان نادانی و جهل و تاریکی. زبان جزم و جمود ،زبان افراطی گری ست و آن لهجه ، هر چه که باشد،  لهجه نفرت است و خشونت.

مهم نیست که این زبان عربی باشد یا فارسی ، انگلیسی یا فرانسه...

این زبان به هر الفبایی که تکلم کند ، فصیح نیست، الکن است، با لغاتی وحشت انگیز  و قواعدی غلط.

بیا از میان همه زبان های جهان، زبان تفاهم را انتخاب کنیم، الفبای انسانیت را، لهجه مهربانی را...

بیا به زبانی  صحبت کنیم که جهان نترسد، به زبان گفتگو به لهجه مدارا

جهان به خدایی لطیف محتاج تر است تا به خدایی قهار و منتقم 

ما تنها زبان این خدا را می فهمیم🍃


عرفان نظرآهاری ..معلمی که به من اندیشیدن آموخت...


پ.ن:سیاستمدار ها به جنگ نمی روند...تعدادشان کم است و طول عمرهای طولانی دارند...

و اما سربازها...سربازها! قصه های  کوتاه غم انگیزند...

هشتگ همه با همیم...